محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
89
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
اى اباذر ! همانا تو براى خدا به خشم آمدى ، پس اميد به كسى داشته باش كه به خاطر او غضبناك شدى . اين مردم براى دنياى خود از تو ترسيدند و تو بر دين خويش از آنان ترسيدى . پس دنيا را كه به خاطر آن از تو ترسيدند به خودشان واگذار و با دين خود كه براى آن ترسيدى از اين مردم بگريز . اين دنياپرستان چه محتاجند به آنچه كه تو آنان را از آن ترساندى و چه بى نيازى از آنچه آنان تو را منع كردند . به زودى خواهى يافت كه چه كسى فردا سود مىبرد و چه كسى بر او بيشتر حسد مىورزند . اگر آسمان و زمين درهاى خود را بر روى بندهاى ببندند و او از خدا بترسد ، خداوند راه نجاتى از ميان آن دو براى او خواهد گشود . آرامش خود را تنها در حق جستجو كن و جز باطل چيزى تو را به وحشت نيندازد . اگر تو دنياى اين مردم را مىپذيرفتى ، تو را دوست داشتند و اگر سهمى از آن برمىگرفتى ، دست از تو برمىداشتند . واژهشناسى الرّتق : بههم آوردن و التيام بخشيدن . قرضت : گرفتى . ساختار ادبى ما أحوجهم : « ما » نكره تامه و مبتدا و محلا مرفوع است . « أحوج » فعل ماضى و فاعل آن مستتر و ضمير جمع ، مفعول آن است . جمله فعليه نيز خبر مبتدا است . ما أغناك : مانند قبلى است . حسّدا : تمييز است .